آیا چیدمان محصولات بر اساس احساس مشتری در فروشگاه های اینده است؟
در دنیای رقابتی امروز، تجربه خرید دیگر تنها به کیفیت یا قیمت کالا محدود نیست؛ بلکه احساس مشتری در لحظه خرید نقش تعیینکنندهای در تصمیم نهایی او دارد. چیدمان احساسی محصولات، رویکردی نوین در طراحی فروشگاههاست که با استفاده از رنگ، نور، بو، صدا و چیدمان فضا، بر هیجانات و عواطف مشتری تأثیر میگذارد. هدف این روش، ایجاد ارتباطی عمیقتر میان برند و خریدار است؛ ارتباطی که منجر به افزایش وفاداری، رضایت و فروش پایدار میشود. اما آیا این شیوه، آینده فروشگاهها را رقم خواهد زد؟
1. مفهوم چیدمان بر اساس احساس مشتری چیست؟
چیدمان احساسی محصولات (Emotion-Based Merchandising) به رویکردی گفته میشود که در آن، طراحی و چینش کالاها در فروشگاه بر پایهی احساس مشتری انجام میشود، نه صرفاً بر اساس منطق یا دستهبندی فیزیکی کالاها. در این روش، هدف اصلی صرفاً نمایش بهتر محصول نیست؛ بلکه ایجاد تجربهای احساسی، خاطرهانگیز و اثرگذار است که مشتری را به تعامل بیشتر با برند ترغیب کند.در واقع، فروشگاه دیگر تنها محلی برای فروش کالا نیست، بلکه بستری برای ایجاد ارتباط احساسی میان برند و مشتری است. تحقیقات متعدد (مانند Emotions in Retail Setting: ResearchGate, 2023) نشان میدهند که بیش از ۷۰٪ تصمیمهای خرید در نتیجهی واکنشهای احساسی ناخودآگاه شکل میگیرد.
تفاوت چیدمان احساس مشتری با چیدمان سنتی
در چیدمان سنتی، کالاها بر اساس منطق موجودی، نوع یا قیمت طبقهبندی میشوند؛ اما در چیدمان احساس مشتری، طراحی بر مبنای حس مورد نظر برند انجام میگیرد. برای مثال، در یک فروشگاه لوازم خانگی، ممکن است بخش «آرامش خانه» بهصورت فضایی با نور ملایم، رنگهای خنثی و موسیقی آرام طراحی شود تا حس امنیت و آسایش ایجاد کند. در حالیکه روش سنتی، همان محصولات را صرفاً در بخش «لوازم آشپزخانه» میچیند.
نقش احساسات در تصمیمگیری خرید مشتری
مطالعات نشان دادهاند که احساسات، قویترین عامل در ایجاد تمایل و وفاداری خرید هستند. مشتری پیش از آنکه تصمیمی منطقی بگیرد، بهصورت ناخودآگاه واکنشی احساسی به فضا، رنگ، نور و حتی بوی محیط نشان میدهد. این حس میتواند تفاوت میان بازدید ساده و خرید واقعی باشد.
هدف اصلی از طراحی تجربه خری د احساسی
هدف چیدمان احساسی، افزایش درگیری ذهنی و احساس مشتری با محیط و برند است. تجربهای که مشتری از تعامل با فضا به دست میآورد، تبدیل به خاطرهای مثبت میشود که احتمال بازگشت او را بالا میبرد. برندهایی که بتوانند این حس را بهصورت پایدار ایجاد کنند، در ذهن مشتری ماندگار خواهند شد.
2. ریشههای روانشناختی در رفتار خرید
رفتار خرید مشتری تنها بر پایه منطق یا نیاز شکل نمیگیرد؛ بلکه نتیجهی پیچیدهای از فرآیندهای روانشناختی و احساسی است که در ذهن خریدار رخ میدهد. مطالعات علمی در حوزهی روانشناسی خرید نشان دادهاند که انسانها هنگام خرید، بیش از هر چیز به احساسات آنی خود واکنش نشان میدهند و نه به تحلیل منطقی قیمت یا کارایی کالا. به همین دلیل، فروشگاههایی که بتوانند از طریق طراحی فضا و چیدمان کالاها این احساسات را تحریک کنند، عملکرد فروش بالاتری خواهند داشت.
تأثیر رنگها و نور بر احساس مشتری
رنگ و نور دو عامل کلیدی در ایجاد واکنشهای احساسی مشتری هستند. رنگهای گرم مانند قرمز و نارنجی، حس هیجان و تحرک را القا میکنند و برای فضاهای مرتبط با تخفیف یا فروشهای فصلی مناسباند. در مقابل، رنگهای سرد مانند آبی یا سبز حس آرامش و اعتماد ایجاد میکنند و در فروشگاههای لوکس یا خدماتی کاربرد دارند. شدت و نوع نور نیز بر برداشت ذهنی مشتری تأثیر مستقیم دارد؛ نور متمرکز روی کالاهای خاص باعث تمرکز دید و افزایش تمایل خرید میشود.
ارتباط میان موسیقی، بو و میل به خرید
صدا و بو محرکهایی هستند که مستقیماً با حافظه احساسی انسان در ارتباطاند. موسیقی ملایم میتواند باعث افزایش مدت حضور مشتری در فروشگاه شود، در حالی که ریتمهای تند حس انرژی و سرعت در خرید ایجاد میکنند. از سوی دیگر، رایحههای خوشایند مانند بوی وانیل یا قهوه میتوانند حس صمیمیت و گرما را تقویت کنند و در افزایش فروش مؤثر باشند. این همان مفهومی است که در طراحی چندحسی (Multisensory Design) مطرح میشود.
چگونه محرکهای احساسی اعتماد و اشتیاق را افزایش میدهند
محرکهای احساسی زمانی مؤثرند که با هویت برند همراستا باشند. وقتی رنگ، صدا و نور بهطور هماهنگ احساس خاصی را منتقل کنند، ذهن مشتری پیام برند را بهصورت ناخودآگاه دریافت میکند. این هماهنگی باعث ایجاد اعتماد و اشتیاق در مشتری میشود؛ حسی که نهتنها منجر به خرید آنی، بلکه به شکلگیری وفاداری بلندمدت نسبت به برند میانجامد.
| نوع محرک حسی | تأثیر احساسی ایجادشده | واکنش احتمالی مشتری | مثال در فروشگاه |
| رنگها | آرامش، انرژی، اعتماد | توقف بیشتر در مسیر خرید | رنگ آبی در فروشگاههای الکترونیکی |
| نور | هیجان یا تمرکز | جلب توجه به نقاط کلیدی | نور نقطهای روی محصولات خاص |
| موسیقی | خاطرهانگیزی یا هیجان | افزایش زمان ماندن در فضا | موسیقی ملایم در فروشگاه لباس |
| بو | حس تازگی یا نوستالژی | تحریک خرید ناگهانی | بوی قهوه در کافیشاپها |
3. چیدمان بر اساس احساسات در فروشگاههای فیزیکی
چیدمان احساسی در فروشگاههای فیزیکی، فراتر از نظم و زیبایی ظاهری است. این رویکرد به دنبال آن است که از طریق طراحی فضا، نور، مسیر حرکت و حتی صدا، احساس خاصی در ذهن مشتری ایجاد کند. در این روش، هر المان فروشگاه از ویترین تا قفسهها بخشی از یک داستان احساسی است که مشتری در آن نقش اصلی را دارد. هدف نهایی، افزایش درگیری عاطفی مشتری با فضا و برند است تا تجربهای متفاوت و ماندگار از خرید ایجاد شود.
نمونههایی از فروشگاههایی که با احساس طراحی شدهاند
مطالعات خارجی نشان میدهد برندهایی مانند Pop Mart و Apple Store از پیشگامان طراحی احساسی فضا هستند. در فروشگاههای Apple، استفاده از نور سفید و سطوح شفاف حس خلاقیت و شفافیت را القا میکند، در حالی که Pop Mart با رنگهای شاد و موسیقی پویا، حس هیجان و بازیگوشی را تقویت میکند. در ایران نیز برخی فروشگاههای زنجیرهای پوشاک با الهام از این مدل، فضاهایی با نور گرم و بوی خاص طراحی کردهاند تا مشتری حس «راحتی و تعلق» را تجربه کند.
مسیر حرکت مشتری و ارتباط آن با هیجان خرید
طراحی مسیر حرکتی مشتری (Customer Journey Path) در فروشگاه فیزیکی اهمیت زیادی دارد. مسیری که مشتری را از نواحی آرام به بخشهای پرانرژی هدایت کند، بهطور ناخودآگاه حس تنوع و کشف را در او بیدار میکند. تحقیقات انجامشده در مالزی نشان میدهد چیدمانهایی که با ریتم هیجانی طراحی شدهاند، باعث افزایش ۲۵٪ خرید ناگهانی میشوند.
استفاده از فضاهای احساسی برای افزایش زمان حضور مشتری
یکی از مؤثرترین راهکارها در چیدمان احساسی، ایجاد فضاهای تجربهای است. برای مثال، بخش تست عطر، گوشه استراحت با نور ملایم یا فضاهای تعاملی تصویری، باعث میشوند مشتری زمان بیشتری را در فروشگاه سپری کند. افزایش زمان حضور مشتری ارتباط مستقیمی با افزایش احتمال خرید دارد و به برندسازی تجربی کمک میکند.
4. چیدمان احساس مشتری در فروشگاههای آنلاین
چیدمان احساس مشتری تنها به محیطهای فیزیکی محدود نمیشود؛ در دنیای تجارت الکترونیک نیز طراحی احساس مشتری (Emotional Design) نقش حیاتی در تجربه خرید ایفا میکند. مشتریان هنگام بازدید از یک فروشگاه اینترنتی، در کمتر از چند ثانیه بر اساس رنگ، ساختار صفحه و نوع تصاویر تصمیم میگیرند که بمانند یا سایت را ترک کنند. بنابراین، یک طراحی که بتواند احساسات درستی را منتقل کند، بهطور مستقیم بر نرخ تبدیل و وفاداری مشتری تأثیر میگذارد.
نقش طراحی بصری و رنگ در صفحات محصول
رنگ در فضای دیجیتال، همان نقش نور و فضا در فروشگاه فیزیکی را دارد. انتخاب رنگ پسزمینه، دکمهها و تایپوگرافی باید با هویت برند و احساس مطلوب مشتری همراستا باشد. برای مثال، فروشگاههای محصولات زیبایی معمولاً از رنگهای ملایم و طبیعی برای ایجاد حس اعتماد و لطافت استفاده میکنند. چیدمان بصری صفحات نیز باید به گونهای باشد که چشم کاربر بهصورت طبیعی از تصویر محصول به قیمت و سپس به دکمه خرید هدایت شود؛ این همان مفهوم جریان احساسی دیداری است که تجربه کاربری را لذتبخش میکند.
تأثیر داستانسرایی احساسی بر تجربه خرید دیجیتال
داستانسرایی احساسی (Emotional Storytelling) یکی از مؤثرترین ابزارها در بازاریابی آنلاین است. برندهایی که داستانی واقعی درباره منشأ، ارزش یا تجربه محصول خود روایت میکنند، حس باورپذیری و نزدیکی در مشتری ایجاد میکنند. برای نمونه، در فروشگاههای مد آنلاین، روایت از «دستساز بودن» یا «الهام از فرهنگ محلی» میتواند پیوند احساسی قویتری با خریدار برقرار کند.
چگونه تصاویر و کلمات حس واقعی ایجاد میکنند
در فضای دیجیتال، تصویر و واژهها زبان احساس هستند. تصاویر باید حس لمس، بو یا تجربه واقعی محصول را منتقل کنند؛ مثلاً استفاده از عکسهایی که فردی در حال استفاده از کالا را نشان میدهند، واکنش احساسی مثبتی ایجاد میکند. متن توضیحات نیز نباید صرفاً فنی باشد؛ بلکه باید حس و تجربه را توصیف کند. ترکیب این دو عنصر، باعث میشود کاربر حتی از پشت صفحهنمایش، احساس حضور در فروشگاه واقعی را تجربه کند.
| عنصر طراحی آنلاین | احساس القاشده به کاربر | نتیجه رفتاری در خرید |
| رنگ پسزمینه سفید | حس اعتماد و شفافیت | افزایش نرخ تبدیل (Conversion) |
| فونت خوانا و ساده | آرامش و تمرکز | مطالعه کامل توضیحات محصول |
| عکسهای طبیعی از کاربر | حس واقعی و اجتماعی | افزایش تعامل و زمان ماندگاری |
| چیدمان منظم و مینیمال | حس حرفهای و راحتی | کاهش نرخ خروج از صفحه |
5. دادههای رفتاری و شناخت احساس مشتری
درک رفتار مشتری تنها با تحلیل اعداد و نمودارها ممکن نیست؛ بلکه باید احساسات پشت رفتار خرید را نیز شناخت. در واقع، هر کلیک، مکث یا حرکت در فروشگاه فیزیکی یا آنلاین، نشانهای از واکنش احساس مشتری است. فروشگاههایی که بتوانند این واکنشها را تحلیل و تفسیر کنند، بهجای صرفاً فروش محصول، تجربهای ماندگار خلق میکنند.
درک الگوهای خرید از طریق واکنشهای احساسی
الگوهای خرید نه فقط حاصل نیاز منطقی، بلکه نتیجهی پاسخهای احساسی ناخودآگاه هستند. برای مثال، وقتی مشتری هنگام عبور از بخش خاصی از فروشگاه مکث بیشتری دارد، این رفتار نشاندهندهی تحریک یک حس مثبت مانند کنجکاوی یا لذت است. در فروشگاههای آنلاین نیز، دادههایی مانند مدت زمان حضور در صفحه، اسکرول یا تعامل با تصاویر، شاخصهای مهمی برای تحلیل احساسات کاربران محسوب میشوند.
ارتباط بین احساسات لحظهای و انتخاب نهایی
تصمیم نهایی خرید، معمولاً در لحظهای گرفته میشود که احساس غالب بر منطق غلبه میکند. احساسات لحظهای مانند حس هیجان، اعتماد یا حتی اضطراب میتوانند مسیر خرید را تغییر دهند. برندهایی که در طراحی چیدمان خود این احساسات را در نظر میگیرند — مانند ایجاد حس آرامش در بخش پرداخت یا هیجان در بخش پیشنهاد ویژه — شانس بیشتری برای تبدیل بازدیدکننده به خریدار دارند.
پیشبینی رفتار مشتری بر اساس تجربههای قبلی
یکی از کاربردهای کلیدی تحلیل دادههای رفتاری، پیشبینی نیازها و احساسات آینده مشتری است. با بررسی تعاملات گذشته و نوع واکنش احساس مشتری در موقعیتهای مشابه، میتوان تشخیص داد که مشتری در آینده نسبت به چه نوع طراحی یا پیشنهاداتی واکنش مثبت نشان خواهد داد. این پیشبینی نه تنها موجب افزایش فروش میشود، بلکه احساس توجه و درک شدن را در مشتری تقویت میکند — عنصری حیاتی برای وفاداری بلندمدت.
6. مزایا و چالشهای چیدمان احساس مشتری
چیدمان احساسی محصولات، اگر بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند به یکی از قویترین مزیتهای رقابتی فروشگاهها تبدیل شود. با این حال، استفاده نادرست از احساسات مشتریان ممکن است اعتماد برند را خدشهدار کند. مدیران فروشگاهی باید درک دقیقی از مرز میان «برانگیختن احساس» و «دستکاری احساس» داشته باشند تا تجربهای اصیل و پایدار خلق کنند.
افزایش وفاداری و ارتباط عاطفی با برند
مهمترین مزیت چیدمان احساسی، افزایش وفاداری مشتری از طریق ایجاد پیوند عاطفی است. مشتریانی که در فروشگاه احساس درک شدن، آرامش یا هیجان مثبت دارند، تمایل بیشتری به بازگشت و تکرار خرید نشان میدهند. برای مثال، برندهایی که فضای فروشگاه خود را بر اساس حس تعلق یا آرامش طراحی کردهاند، نرخ بازگشت مشتری بسیار بالاتری دارند. چنین تجربههایی باعث میشود برند در ذهن مشتری نهفقط بهعنوان فروشنده، بلکه بهعنوان بخشی از سبک زندگی او شناخته شود.
خطرات دستکاری احساس مشتری
با این حال، چیدمان احساس مشتری در صورت استفاده افراطی میتواند به دام دستکاری احساسی بیفتد. بهعنوان نمونه، استفاده بیش از حد از رنگهای تند، موسیقیهای احساسی یا تبلیغات اغراقآمیز ممکن است احساس فریبخوردگی در مشتری ایجاد کند. در بلندمدت، چنین تجربههایی منجر به کاهش اعتماد و آسیب به تصویر برند میشوند. برندهای موفق، بهجای تحریک مصنوعی احساسات، تلاش میکنند حس واقعی و قابلباور ایجاد کنند.
چگونگی ایجاد تعادل میان فروش و اصالت برند
راز موفقیت در چیدمان احساسی، حفظ تعادل میان اهداف تجاری و اصالت برند است. فروشگاه باید تجربهای ارائه دهد که هم به افزایش فروش منجر شود و هم با ارزشهای واقعی برند همراستا باشد. برای مثال، اگر برند بر سادگی و صداقت تأکید دارد، طراحی فضا نیز باید آرام، روشن و بدون شلوغیهای تبلیغاتی باشد. این هماهنگی بین پیام برند و احساس محیط، نهتنها فروش را افزایش میدهد بلکه تصویر برند را نیز تقویت میکند.
| جنبه مثبت | جنبه منفی | راهکار ایجاد تعادل |
| افزایش وفاداری مشتری | احتمال تحریک بیشازحد احساسات | تمرکز بر اصالت برند |
| تقویت تجربه خرید | کاهش اعتماد در صورت اغراق | شفافیت در پیام تبلیغاتی |
| تمایز برند از رقبا | خطر مصنوعیبودن فضا | طراحی مبتنی بر نیاز واقعی مشتری |
7. آینده فروشگاهها با محوریت احساسات
تحول در صنعت خردهفروشی بهسرعت در حال حرکت از محصولمحوری به احساسمحوری است. فروشگاههای آینده دیگر تنها مکانی برای عرضه کالا نخواهند بود؛ بلکه به فضاهایی برای تجربه و ارتباط احساسی میان برند و مشتری تبدیل میشوند. در این مسیر، چیدمان احساسی محصولات بهعنوان یکی از پایههای طراحی فروشگاههای آینده نقش کلیدی خواهد داشت.
از فروشگاههای محصولمحور تا تجربهمحور
در گذشته، تمرکز فروشگاهها بر نمایش بیشتر کالا و افزایش تنوع بود. اما مشتریان امروز بهدنبال تجربهای معنادار هستند، نه صرفاً خرید. فروشگاههای تجربهمحور با طراحیهای چندحسی — ترکیبی از نور، صدا، بو و رنگ — محیطی میسازند که احساس تعلق، هیجان یا آرامش را در مشتری تقویت میکند. در این مدل، خرید نهتنها یک فعالیت اقتصادی، بلکه تعامل احساسی با برند است.
ادغام احساس، طراحی و تجربه در مسیر خرید
آینده خردهفروشی در گرو یکپارچگی میان طراحی فضا، دادههای رفتاری و تجربه مشتری است. فروشگاههای آینده با تحلیل رفتار مشتریان در مسیر خرید، قادر خواهند بود طراحی محیط را متناسب با احساسات لحظهای آنها تنظیم کنند. این همافزایی میان چیدمان، محتوا و تجربه باعث میشود هر بازدیدکننده، مسیری شخصیسازیشده و احساسی را تجربه کند — چیزی فراتر از فروش سنتی.
چیدمان احساسی بهعنوان گام بعدی تحول در خردهفروشی
چیدمان احساسی، نقطه تلاقی روانشناسی مشتری، طراحی تجربه و استراتژی برند است. برندهایی که بتوانند در طراحی فروشگاههای خود تعادل میان زیبایی، معنا و احساس برقرار کنند، پیشروان نسل جدید خردهفروشی خواهند بود. در آیندهای نهچندان دور، موفقیت فروشگاهها نه بر اساس متراژ یا تعداد کالا، بلکه بر اساس عمق ارتباط احساسی با مشتری سنجیده خواهد شد.
8.مقالات مرتبط
- چیدمان فروشگاه بر اساس روانشناسی خرید
- ۱۰ راز چیدمان فروشگاه برای افزایش بازدید و فروش
- تأثیر طراحی فروشگاه بر تجربه مشتریان
چکلیست اجرایی چیدمان احساسی محصولات برای مدیران فروشگاهها
۱. شناخت احساسات و رفتار مشتری
☐بررسی کنید مشتریان شما در هنگام ورود به فروشگاه چه احساسی دارند (هیجان، آرامش، استرس، کنجکاوی و …).
☐ از بازخوردها و نظرات مشتریان برای شناسایی احساسات غالب در تجربه خرید استفاده کنید.
☐ مسیر حرکت مشتری در فروشگاه یا سایت را تحلیل کنید تا نقاط تأثیر احساسی مشخص شود.
۲. طراحی احساسی محیط فروشگاه
☐رنگ دیوارها، قفسهها و بستهبندیها را متناسب با هویت برند و حس مطلوب انتخاب کنید.
☐ از نورپردازی ملایم و هدفمند برای هدایت توجه مشتری به بخشهای کلیدی استفاده کنید.
☐ چیدمان مسیر حرکت مشتری را طوری تنظیم کنید که کشف محصولات، حس هیجان و لذت ایجاد کند.
۳. استفاده از محرکهای چندحسی (صدا، بو، لمس)
☐موسیقی پسزمینه را با نوع محصولات و روحیه برند هماهنگ کنید.
☐ از رایحههای خوشایند و ملایم برای ایجاد حس آرامش یا تازگی بهره ببرید.
☐ در صورت امکان، تجربه لمسی و فیزیکی از محصول برای مشتری فراهم کنید.
۴. اجرای چیدمان احساسی در فروشگاه آنلاین
☐رنگبندی صفحات محصول را با هدف ایجاد اعتماد، هیجان یا حس لوکس بودن طراحی کنید.
☐ از تصاویر واقعی با بار احساسی بالا (مثلاً مشتری در حال استفاده از محصول) استفاده کنید.
☐ در توضیحات محصول، حس و تجربه استفاده را توصیف کنید، نه فقط ویژگیهای فنی را.
☐ از داستانسرایی برند برای ایجاد ارتباط احساسی استفاده کنید.
۵. تحلیل دادههای رفتاری مشتری
☐شاخصهایی مانند مدت زمان حضور، نرخ کلیک و خرید ناگهانی را بهعنوان دادههای احساسی تحلیل کنید.
☐ احساسات لحظهای مشتری را از طریق رفتار مشاهدهشده (مثلاً توقف روی یک کالا) تفسیر کنید.
☐ از دادههای گذشته برای پیشبینی واکنشهای احساسی آینده مشتری استفاده کنید.
۶. حفظ اصالت برند و تعادل اخلاقی
☐از تحریک مصنوعی یا اغراق در احساسات مشتری اجتناب کنید.
☐ پیام برند را در تمام عناصر طراحی و چیدمان حفظ کنید.
☐ تجربه احساسی باید واقعی، شفاف و همسو با ارزشهای برند باشد.
۷. ارزیابی و بهبود مستمر
☐بازخوردهای مشتری را درباره حس و تجربه خرید بهطور دورهای جمعآوری کنید.
☐تغییرات در رفتار مشتری را پس از اصلاح چیدمان بررسی کنید.
☐چیدمان احساسی را یک پروژه دائمی بدانید، نه اقدامی موقت.
9.نتیجهگیری
چیدمان احساسی محصولات، تحولی بنیادین در درک نحوه تعامل مشتری با فضا و برند است. در دنیای امروز که رقابت فروشگاهی دیگر صرفاً بر قیمت یا کیفیت کالا استوار نیست، ایجاد تجربهای احساسی، منحصربهفرد و معنادار به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شده است.
برندهایی که موفق میشوند احساسات مشتری را بهدرستی درک و در طراحی محیط، مسیر خرید و نمایش کالاها بازتاب دهند، نهتنها فروش بالاتری کسب میکنند بلکه ارتباط عمیق و وفاداری بلندمدت با مخاطبان خود میسازند.
چیدمان احساسی، پلی است میان منطق خرید و احساس انسانی — رویکردی که آینده فروشگاهها را به سوی تجربهمحوری و تعامل عاطفی سوق میدهد.
10.منابع مقاله
- Emotions in Retail Setting: A Systematic Literature Review — ResearchGate
- Visual Merchandising and Emotional Design — SciSpace
- Consumer’s Emotional Influence & Visual Merchandising Effects — ResearchGate
- The Influence of Fashion Retailers on Customer Behavior: Visual Merchandising, Atmosphere, and Emotion — MDPI
- The Effects of Visual Merchandising Elements of Retail Store on Consumer Attention and Customer Loyalty — SciSpace
- The Role of Emotional Value of Goods in Guiding Consumer Behaviour: A Case Study Based on Pop Mart — Advances in Engineering Innovation
- Visual Merchandising and Customers’ Impulse Buying Behavior: A Case of a Fashion Specialty Store (Malaysia) — UITM Repository
- Experiential Retailing in Cultural Spaces: A Case Study of Multisensory Design in Batik Boutiques (Indonesia) — PMC
